پايان 6ماهگي
آرميناي مامان داره وارد7ماهگي ميشه گاهي وقتا وقتي به گذشته فكرميكنم باورم نميشه كه چقدر ايام به سرعت باد ميگذره وتو داري هر روز و هر روز جلوي چشماي ما بزرگتر وبزرگتر ميشه .يه موقع هايي ميمونم نگات ميكنم وياد موقعي ميافتم كه اولين بار تو رو توي بغلم گذاشتن چقدر كوچولو مظلوم بي دفاع بودي.وتنها توانايي كه داشتي گريه كردن وشير خوردن بود.با وجود درد زياد ولي حس خيلي خوب وشيريني بود كه شروع به شير خوردن كردي. نميدنم شايد به خاطر اينكه شكر خدا آروم بودي واهل گريه نبودي ومامان رو اذيت نكردي ميگم خيلي زود گذشت. ...
نویسنده :
مامان مريم
13:20










