بستن تبلیغات

♥♥♥آرمينا جونمي♥♥♥

♥♥♥آرمينا جونمي♥♥♥

ضربان زندگي ما

<-BlogAuthor->
<-BlogAuthor->

خداي مهربون آرمينا رو در 3 مرداد يه روز گرم تابستان سال91به ما داد و و خانواده دو نفره مارو شادتر و شيرينتر از قبل كرد.

پیوند ها

آرينا جون

حسنا جون

عليرضا جون

پارسا و پوريا جون

مهتا جون

آناهيدجون

آنيتا جون

باران جون

ترنم كوچولو

عرفان جون

آريانا جون

آنديا جون

كميل و كيان جون

سارا جون

سولماز جون

نورا جون

رایان جون

دلارام جون

آشپزیهای مامانم

کمیاب آنلاین

سوشیانس جون

مامی سایت

بهار جون

فرشته اي كه 11ساله منتظرشيم

مطالب اخير

بای بای شیر مامان...

نوروز 93

آخرین پست سال ۹۲

سال نو مبارک

روزهای پایانی سال92

مرحله جدید-جدایی از پوشک

....برای دخترم.....

روزهای بدی که گذشت .....

طبیعت خوزستان 2

19 ماهگی_طبیعت خوزستان

عــــــــــــــــــــکس.......

شیرینکاریهای و شیطنتها.......

پست خوشمزه

18 ماه و 9 روزگی....

روزمرگیهامون.....

تولد 18 ماهگی عروسکم

اواخر 17 ماهگی موطلاییم....

عکسهای آتلیه

به جا مانده از پست قبلی....

15 روز گردش دونفره-قسمت دوم

آرشيو مطالب

1393

1392

1391

پیوند های روزانه

بك گراند قالب

جدا كننده هاي متن _كودكانه

جداكننده هاي مطالب سري 1

سايت مونتاژ عكس

جداكننده هاي مطالب سري 2

قاب وبلاگ1

آمار

افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 4 نفر
بازديدهاي ديروز : 90 نفر
بازدید هفته قبل : 280 نفر
كل بازديدها : 42080 نفر

امكانات جانبي

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com

By: Up By ابزار پرش به بالا

كد تغيير شكل موس

Backgrounds
Baby Backgrounds
Backgrounds
Baby Backgrounds
کدهای عکس و تصویر
کدهای عکس و تصویر
Backgrounds
Heart Backgrounds

 

موضوع :

سه شنبه 1 بهمن 1392 |

كارهاي جديد خاله ريزه ي مامان......

 

خاله ريزه مامان 11 ماه و 28 روز داره


 

قربون خاله ريزم بشم من .تازگي ها اسمت رو گذاشتم خاله ريزه .

 

ميدوني چرا ميگم خاله ريزه الان واست ميگم.

 

تازگيها خيلي خيلي به قاشق علاقه پيدا كردي .حالا كه فكر ميكنم از

 

موقعي كه مسافرت بوديم

 

از بس كه با وسايل آشپزخونه و ظرف و ظروف بازي ميكردي از همون

 

جا عاشق قاشق شدي .

 

يعني هميشه يه قاشق چايي خوري كوچيك دستته ويه طوري واسش

 

ذوق ميكني و خوشحال از اينكه

 

دستته انگار بار اوله ميبيني.واسه همين من هم اسمت رو گذاشتم

 

((((خاله ريزه))))

 

 

(همون برنامه كودكه كه پير زنه  هميشه يه قاشق داشت)

 

خلاصه اينكه همين قاشق دست گرفتنت يه حسن(يا نميدونم شايد

 

خيلي حسن نباشه )

 

به دنبال داشت .باعث شده دوست داشته باشي خودت غذا بخوري

 

وقتي ميخوام غذا بهت بدم و ظرف

 

غذات رو نزديك ميارم قاشقت كه هميشه دستته فرو ميكني توي ظرف

 

غذات و حسابي دورش ميدي

 

ويكم اينور اونور ميمالوني و در آخر ميزاريش توي دهنت ولي خالي.

 

منو ميگي بار اول كه ديدم قاشقت رو توي غذا

 

ميزاري موندم تعجب و منتظر كه ميخواي چكارش كني وقتي گذاشتي

 

توي دهنت اينقدر ذوق زدم كه

 

نگو .ديگه از اين به بعد يه چيزي بايد زير پات پهن كنم .وقتي هم كه

 

خيلي كار خرابي ميكني غر ميزنم

 

كه نكن اين چه كاري و.......بابا ميگه چيه مگه خوشحال نبودي كه

 

دخترم مستقل شده و دوست داره

 

خودش غذا بخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

منم ميمونم  كه چي بگمخیال باطل

 

تازه اگه موقعي كه داري مثلا غذا رو از ظرف ميريزي بيرون و يا قاشقت

 

رو ميمالوني به خودت

 

قاشق رو ازت بگيرم و مزاحم شيطونيت بشم يه جيغي

 

ميزني و گريه ميكني كه نگو و ميگي مزاحم كارم نشو!!!!!!!!!!!!!!

 

ميدوني چرا خوشحال ميشم ميبينم اينكار رو انجام ميدي و خودت

 

دوست داري غذا بخوري؟؟؟؟

 

بيا ادامه مطلب تا برات بگم چرا  و عكسات رو ببين........

 


» ادامه مطلب :

 

يه مشكل يا مسئله اي كه باهات دارم اينه كه خودت هيچ چيز خوردني

 

رو خودت نميخوري و نميزاري توي دهنت .مثلا بچه ها نون رو خيلي

 

دوست دارن ولي هركاري ميكنم عمـــــــــــــرا يه تكه

 

نون دستت بگيري چه برسه به اينكه بخوري .به زور كه ميدم دستت

 

پرتش ميكني و دستت رو باز

 

ميكني و باخودت پاك ميكني كه يعني بدت مياد و دستت كثيف ميشه.

 

خیال باطل

 

خلاصه اينكه وقتي ميديدم بچه هاي دوستامون كه ازت كوچيكتر

 

هستند خودشون ميوه ميخورن و يا با

 

دست غذا ميخورن  خيلي غصه ميخوردم كه چرا تو از اين كارا نميكني

 

.ولي يكي از دوستام

 

حرف خوبي زد و گفت برو خدا رو شكر كن كه دخترت اينجوريه. دختر

 

من از وقتي كه خودش دوست داره

 

غذا بخوره از دست من هيچي نميخوره و غذا خوردنش كم شده .

 

خلاصه اينكه كارش نميشه كرد بهر حال خاله ريزه ما يكم وسواسيهچشمک

 

و بدش مياد دستش به چيزي بخوره و دستتش كثيف بشه .

 

تااينكه ديدم سعي كردي با قاشق غذا بخوري فهميدم  كه دخترم چقدر

 

خانمومه بغلو من خبر ندارمماچ

 

عكساي خاله ريزه موقع ميل كردن غذا

 

 

 

 

اول كه قاشق رو برعكس گرفتي

 

 

 

فدات بشم كه گفتم مامان جان برعكس گرفتي منظورم رو فهميدي و

 

درست گرفتي


 

 

 

مامان قربونت بشه بعد از اين همه تلاش واسه غذا خوردن با قاشق

 

آخر قاشق خالي و برعكس ميرسه به دهنت

 

موضوع :

جمعه 1 آذر 1392 |